تبليغاتX
امام منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف
   
  امام منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف
آخرین مطالب
چند حديث گهربار منتخب
امام منتظَر يا منتظِر ؟!
نماز حاجت
تشرف
ناله هاي فراق
عصر ظهور3
عصر ظهور2
عصر ظهور1
کشتی نجات 2
آتش فشان
کشتی نجات 1
سایه لطف
کوه دوبرادران
محتشم کاشانی
هوای وصل
حکایت اول
اطلاعیه مهم
پیامکهای انتظار 2
حلول ماه رمضان
نرم افزار موبایل
مداحی
آلبوم انتظار
سرداب مقدس
پیامک انتظار
خروج یمانی و سید حسنی
 
آرشیو مطالب
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
 
پیوندهای روزانه
آنچه يك مسلمان بايد بداند
انتظار
اخبار ظهور حجت
نور الهي
بقية الله الاعظم
هیئت امام حسین(ع) فریدونکنار
از اینجا تا آسمان فاصله ای نیست
ميعادگاه عاشقان
حقيقت پنهان
بانو زينب (س)
از...مينويسم
پايگاه اطلاعات قرآني و مذهبي
به سوي ظهور
الهه عشق
و جمعه ای دیگر در پیش است
انصار القائم(عج)
منجی موعود
بهشت صالحین
منتظران فجر
امام زمان عج
آرشیو پیوندهای روزانه
 
پیوندها
مرکز اسلامی امام علی(ع)
دسته بندی احادیث ائمه (ع)
پایگاه امام خمینی(ره)
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه شیعیان
ارتباط معنوی با امام زمان(عج)
...و خدا مهربان است
او می آید
اهل بیت (علیهم السلام)
دل نامه
منجی در ادیان
منتظران ظهور
حکومت جهانی امام مهدی(عج)
خیمه
شیعه تم
خزائن
صداي يك طلبه
صداي يك بسيجي
طلبگي
 
چند حديث گهربار منتخب


چند حديث گهربار منتخب

قال الا مام المهدي ، صاحب العصر و الزّمان سلام اللّه عليه و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف :

1. الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ اءنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ اءئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللّهِ فى اءرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَالْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاءْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.(72)

ترجمه : فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت ، محور و اءساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم . همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم ، حلال و حرام را مى شناسيم ، تاءويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم .

2. قالَ عليه السلام : اءنَا خاتَمُ الاوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اءهْلى وَشيعَتى .(73)

ترجمه : فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.

3. قالَ عليه السلام : اءمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا (اءحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ اءنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَيْكُمْ.(74)

ترجمه : فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسى ، عبادى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى ، اجتماعى و... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم .

4. قالَ عليه السلام : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.(75)

ترجمه : فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى باشد و كناره گيرى عدّه اى ، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نيكوى پروردگار مى باشيم ؛ و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5. قالَ عليه السلام : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَدا خَلَقَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْلٍ وَ لا وِلادَةٍ عَلَى الصُّورَةِ الَّتى يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ عليه السلام عِبْرَةً.(76)

ترجمه : فرمود: همانا بهشت جايگاهى است كه در آن آبستن شدن و زايمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان ، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى كه حضرت آدم عليه السلام را آفريد.

6. قالَ عليه السلام : لا يُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يَدَّعيهِ إلاّج احِدٌ كافِرٌ.(77)

ترجمه : فرمود: كسى با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمى كند مگر آن كه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسى مدّعى ولايت و خلافت نمى شود مگر كسى كه منكر و كافر باشد.

7. قالَ عليه السلام : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَرٍ، وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالُّ غَوىّ.(78)

ترجمه : فرمود: حقيقت - در همه موارد و امور - با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخنى را هر فردى غير از ما بگويد دروغ گو و مفترى مى باشد؛ و كسى غير از ما آن را ادّعا نمى كند مگر آن كه گمراه باشد.

8. قالَ عليه السلام : اءبَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماما وَ لِلْباطِلِ إ لاّزَهُوقا.(79)

ترجمه : فرمود: همانا خداوند متعال ، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن كه به إتمام و كمال برسد و باطل ، نابود و مضمحل گردد.

9. قالَ عليه السلام : إنَّهُ لَمْ يَكُنْ لاِ حَدٍ مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَيْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى اءخْرُجُ حينَ اءخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاِ حَدٍ مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى .(80)

ترجمه : فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصياء عليهم السلام )، بيعت حاكم و طاغوت زمانشان ، بر ذمّه آن ها بود؛ ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمايم كه هيچ طاغوتى بر من منّت و بيعتى نخواهد داشت .

10. قالَ عليه السلام : انَا الَّذى اخْرُجُ بِهذَا السَيْفِ فَامْلاَ الارْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا.(81)

ترجمه : فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است .

  72- تفسير عيّاشى : ج 1، ص 16، بحارالا نوار: ج 89، ص 96، ح 58. 73- دعوات راوندى : ص 207، ح 563. 74- بحارالا نوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1. 75- بحارالا نوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9. 76- بحارالا نوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4. 77- بحارالا نوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9. 78- بحارالا نوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19. 79- بحارالا نوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21. 80- الدّرّة الباهرة : ص 47، س 17، بحارالا نوار: ج 56، ص 181، س ‍ 18. 81- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.


جواد | 11:34 - پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390
+
 
امام منتظَر يا منتظِر ؟!




امام منتظَر يا منتظِر ؟!

يكي از القابي كه در روايات اسلامي به حضرت مهدي داده شده است المهدي المنتظَر (بفتح ظاء) است كه به معناي كسي است كه انتظار آمدن او را ميكشند و چون در مورد امام مهدي عليه السلام اين اتفاق واقع شده است و عاشقان و دلدادگان زيادي انتظار ظهور حضرت را ميكشند، اين لقب براي حضرت ثابت ميشود.

اما آيا ميتوان به آن حضرت لقب منتظِر (بكسر ظاء) را عنوان نمود؟

در پاسخ بايد گفت كه همانطور كه حضرت مهدي عليه السلام امام منتظَر است، ايشان امام منتظِر نيز ميباشند و خود حضرت براي ظهور خودشان انتظار ميكشند و منتظر آماده شدن جامعه و مطالبه عمومي ظهور از جانب غالب مردم عالم ميباشند، در رواياتي نيز اين موضوع مطرح شده است كه حضرت مهدي عليه السلام، منتظر فراهم شدن شرائط عمومي براي ظهورشان ميباشند، انتظاري كه به مراتب از انتظار ساير مردم بيشتر است، زيرا حضرت در غربت به سر ميبرند و بر اساس برخي روايات، حضرت از مردم فاصله گرفته و در بيابانها و مناطق دور دست زندگي ميكنند.

بياييد انتظار حضرت را به پايان برسانيم...!

و اين ما هستيم كه ميتوانيم حضرت را از انتظار خارج نمائيم...!

...به انتظار ننشينيم!

به انتظار بايستيم.

به همين دليل است كه نام اين وبلاگ را امام منتظِر (بكسر ظاء) گذاشتيم.

انشاءالله با آمادگي خود و آماده ساختن جامعه پيرامون خود، انتظار حضرت را به پايان برسانيم...!

انتظار سخت است...

اين سختي را از حضرت دور نمائيم...!

آمين



جواد | 16:56 - سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
+
 
نماز حاجت





نماز حاجت از حضرت صاحب الامر عليه السلام 

در كتاب كنوز النجاح اثر عالم فقيه ابو على فضل بن حسن طبرسى (امين الاسلام صاحب تفسير مجمع البيان و اعلام الورى با علام الهدى ) كه خداى از او خشود باد - از حضرت حجت بن الحسن عليه السلام چنين نقل شده است :
احمد بن دربى - خزامه - ابو عبدالله
- حسين بن محمد (يا حسين بن على بن سفيان بن خالد؟) بزوفرى :
از ناحيه ى مقدسه اين
متن صادر شد:
هر كه به درگاه - تعالى - حاجتى داشت ، پس از
نيمه شب جمعه غسل كند و به محل نماز خويش آيد و دو ركعت اين گونه به جا آورد: در نخستين ، سوره ى حمد را بخواند و در آن آيه ى اياك نعبد و اياك نستعين را به جاى يك بار، 100 بار تكرار كند و پس از حمد، يك بار سوره ى توحيد را. در هر سجده نيز، هفت سبحان الله گويد.
سپس
ركعت دوم را به همين گونه بياورد و اين دعا را بخواند كه خداى متعال بى شك حاجتش را - هر چه باشد - روا خواهد ساخت ؛ مگر آن كه بريدند پيوند خويشاوندى باشد. دعا اين است :
اللهم ان اطعتك فالمحمده لك و ان عصيتك فالحجه لك
. منك الروح و منك الفرج . سبحان من انعم و شكر، سبحان من قدر و غفر. اللهم ان كنت قد عصيتك فانى قد اطعتك فى احب الاشياء اليك و هو الايمان بك ، لم اتخذ لك ولدا ادع لك شريكا، منا منك به على لا منا منى به عليك .
و قد عصيتك يا الهى على غير وجه
المكابره و لا الخروج عن عبوديتك و لا الجحود لربوبيتك ، و لكن اطعت هواى و ازلنى الشيطان ، فلك الحجه على و البيان ، فان تعذبنى فبذنوبى غير ظالم ، و ان تغفر لى و ترحمنى فانك جواد كريم ، يا كريم يا كريم . را اين يك نفس تكرار كند. سپس بگويد:
يا آمنا من كل شى ء و كل شى ء منك خائف حذر، اسالك
بامنك من كل شى ء و خوف كل شى ء منك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تعطينى امانا احدا و لا احذر من شى ء ابدا، انك على كل شى ء قدير و حسبنا الله و نعم الوكيل .
يا كافى ابراهيم نمرود و يا كافى موسى فرعون (و يا كافى محمد صلى الله عليه و
آله الاحزاب ) ، اسالك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تكفينى شر فلان ابن فلان .
به خواست خدا، زيان آن كه از او بيم دارد از وى دور
خواهد شد. آن گاه به سجده رود و همراه بازارى به درگاه حق متعال ، حاجت بخواهد كه هر مرد يا زن با ايمان اين نماز را بگزارد و خالصانه اين دعا را بخواند، درهاى آسمان در پاسخ به رويش گشوده خواهد شد و هر گونه باشد، همان دم و در همان شب خواسته اش بر آورده خواهد گرديد. اين بزرگوارى خداوند است بر ما و بر مردمان.


.

جواد | 10:34 - سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
+
 
تشرف


جناب حجة الاسلام شاه آبادى نقل كرد:

روزى به همراه استاد محمد رضا حكيمى به محضر يكى از بزرگان موثق تهران ، رفته بوديم . آن عالم بزرگ به نقل از مرحوم استادشان ، عابد زاهد و عارف ربانى شيخ حسنعلى نخودكى و او نيز از استادش نقل كرد كه : در ايام جوانى در نجف اشرف به درس و بحث مشغول بودم . روزى جوانى ساده اى به نزدم آمد و از من ، تدريس جامع المقدمات را خواست . من با اين كه وقتى اندك داشتم ، بر اثر اصرارهاى مكرر او، تدريس براى وى را پذيرفتم ، ولى با گذشت چند روز متوجه شدم كه استعداد و توانايى فهم شاگرد بسيار اندك است و او عليرغم تلاش مخلصانه اش ، توانايى فهم مطلب را ندارد؟! من در عين حال چون ديدم او براى نوكرى امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف به سراغ طلبگى آمده است ، شرم كرده و چيزى به روى خود نمى آوردم ، تا مبادا شاگردى از شاگردان آن حضرت را آزرده خاطر كنم . ايامى بدين منوال گذشت ، تا آن كه روزى او براى تحصيل نيامد و از آن روز به بعد نيز نيامد كه نيامد. سالها از اين ماجرا گذشت ، تا آن كه او را در بازار نجف در حالى ديدم كه معمم شده و لباس پوشيده است !؟ پس از سلام ، حالش را پرسيدم ، پاسخهايى كه بسيار پرمعنا بود. زود متوجه شدم كه اين پاسخها و حالات رفتارى وى كاملا غير عادى است . پس از او براى صرف نهار به حجره ام دعوت كرده و او نيز پذيرفت . پس از آمدن شاگردم به حجره و پذيرايى اوليه ، از درس و بحثش پرسيدم . او ابتدا نمى خواست تاريخچه زندگى اش را بگويد، ولى پس از اصرارم و بخصوص توجه دادنش به اين كه بر او حق استادى دارم ، او به ناچار لب به سخن گشود و گفت : حتما يادتان هست كه شما هر چه درس مى داديد و توضيح مى فرموديد، كمتر مى فهميدم . پس متوجه شدم كه استعداد درس خواندن ندارم . مانده بودم كه در كسوت روحانيت ، چه كنم ؟ پس از فكر زياد پيرامون وظايف يك طلبه ، فهميدم كه نه تنها نمى توانم مساءله بگويم - كه خود كارى سخت و دشوار است - بلكه توانايى گفتار احاديث براى عاميان مردم را نيز ندارم ؛ زيرا كه مفاهيم و قواعد عربى روائى را ياد ندارم ، تا بتوانم آن روايات را براى مردم عادى بيان و تفسير نمايم . پس تصميم گرفتم كه فقط قرآن بخوانم و با قرآن انس داشته باشم . پس روزها به بيابان رفته و از صبحگاهان تا غروب در آن بيابان برهوت مى نشستم و به قرائت قرآن مى پرداختم .

هوس باد بهارم به سوى صحرا برد  

باد بوى تو بياورد و قرار از ما برد  

هر كجا بود دلى چشم تو برد از راهش  

نه دل خسته بيمار مرا تنها برد 

پس از چندى ، به گونه اى در تلاوت قرآن محو شدم ، كه حتى متوجه عبور گله هاى گوسفند نيز نمى شدم . ماهها با خوشى فراوان بر من گذشت ! تا آن كه روزى متوجه شدم مردى در كنارم ايستاده و همراه با من به تلاوت مشغول است . آنچنان از دنيا و همه چيزش بريده بودم ، كه لحظه اى بر آن فرد توجه نكرده و همچنان به قرائت خويش ادامه دادم . از آن روز به بعد آن مرد نيز به كنارم مى آمد و سمت راست پشت سرم مى نشست و با من به تلاوت قرآن مى پرداخت . ولى باز به او توجه نمى كردم . چندى بعد متوجه شدم فرد ديگرى در سمت چپ من قرار گرفته و او نيز مانند فرد اول ، كه در سمت راست من قرآن مى خواند، به تلاوت و همخوانى با من مشغول شده است . به اين يكى نيز توجه نكردم و همچنان به تلاوتم ادامه مى دادم !

چه خوش است يك شب بكشى هوا را  

به خلوص خواهى ز خدا، خدا را  

به حضور خوانى ، ورقى ز قرآن  

فكنى ز آتش ، كتب ريا را  

شود آنكه گاهى ، بدهند راهى  

به حضور شاهى ، چو من گدا را  

طلبم رفيقى ، كه دهد بشارت  

به وصال يارى ، دل مبتلا را 

چند روزى گذشت ، تا آن كه روزى يكى از آن دو مرد مرا به اسم صدا زده و چنين به من خطاب كردند: چه آرزويى دارى ؟ بدون اعتنا گفتم : هيچ . باز اصرار كردند كه آرزويى را برايشان بگويم ، با تندى تكرار كردم كه آرزويى ندارم . يكى ديگر از آنان گفت : آيا آرزوى ديدن امام زمانت را دارى ؟ ناگهان بر خود لرزيده و گفتم : كيستم كه آرزوى ديدار او را داشته باشم ؟ علماى بزرگ و دانشمندان بايد به خدمت او در آيند، نه من بى سواد! آنان با لبخند گفتند: بيا تا تو را به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف ببريم ! سراپاى وجودم را ترس و عشق فرا گرفته بود، ولى بالاخره توانستم بر خود مسلط شده و با ناباورى و به دنبال شان به راه افتادم .

دل سرا پرده محبت اوست  

ديده آيينه دار طلعت اوست  

من كه باشم در آن حرم كه صبا  

پرده دار حريم حرمت اوست 

پس از طى مسافتى ، كاملا متوجه شدم كه نحوه حركت ما به صورت طى الارض است و همين نيز مرا تسكين مى بخشيد. پس از لحظاتى به تپه اى رسيدم كه در بلنداى آن ، خانه اى وجود داشت .آنان پاى تپه ايستادند و گفتند: شما به آن خانه برويد، امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف آنجاست .

اگر به شرط مروت وفا توانى كرد  

گذر به صفه اهل توانى كرد  

شهود جلوه جانان تو را نصيب شود  

اگر زجاجه جان را جلا توانى كرد  

به شاهباز حقيقت گهى تو ره ببرى  

كه باز آز و هوا را رها توانى كرد  

اگر به گلشن ديدار او رهى يابى  

ز شور عشق چه داستان نوا توانى كرد 

خوشحالى و ترس تمام وجودم را فرا گرفته بودم ، ولى به هر حال به سوى آن خانه روان شدم ، ولى آنان همچنان ايستاده بودند و... استاد مرحوم نخودكى گفت : سخن كه به اينجا رسيد، آن شاگرد سكوت كرد و ديگر ادامه نداد. به او اصرار كردم كه چه شد؟ باز سكوت كرد. به او گفتم : من بر تو حق استادى دارم ، به حق آن حق ، بقيه اش را بگو! او باز به سكوت خويش ادامه داد.

هر كه را اسرار حق آموختند  

مهر كردند و دهانش دوختند 

با ناراحتى و غضب از جا بلند شده در حجره را قفل كردم ، آنگاه گفتم : نمى گذارم از اينجا بروى ، بايد بقيه اش را نيز بگويى . حجره ام در طبقه دوم مدرسه علميه بود، پنجره هايى از كف اتاق به بيرون داشت ، او پس از شنيدن سخنان تند من ، به آرامى از جاى برخاست ، اشاره اى به پنجره هاى بسته حجره كرد، ناگهان پنجره ها باز شده ، آنگاه پاى در هوا گذارد و چنان در وسط زمين و آسمان قدم مى زد، كه گويى بر روى آسمان راه مى رود، آنگاه سرعت گرفت و رفت بطورى كه لحظه اى بعد در آسمان ، اثرى از او نبود. آرى او آنچنان رفت كه ديگر از او خبرى نشد.  


منبع: مجموعه شميم عرش ـ تشرف يافتگان (دفتر اول) تاليف: پژوهشكده تزكيه اخلاق امام علي عليه السلام


جواد | 14:34 - دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390
+
 
ناله هاي فراق



*شهی   دارم  که   تاج رفعت شاهی به سر دارد

  به  امر حق  تواند  عالمی  زیرو  زبر   دارد*


*شهی دارم  که  در قدرت هزاران چون سلیمان را

به   زیر   خاتم    شاهی   خود زیر نظر  دارد*


*شده  نزدیک  کین مهر فروزان جلوه گر گردد

ز  آب  عدل کام  دهر  را  سرشار و  تر   دارد* 


*بروم و روس و آفریقا و  افرنج   آتشی افتد

که دودش تیره اطراف جهان از بحر و  بردارد*


*پس آنگه حزب  شیطان از  دمشق آماده  برخیزد

عراق  و  شام  را  از فتنۀ  خود تیره تر دارد*


*سخن کوتاه کن  حیران که  از این ماجرا ایران

بود  ایمن  ولی آن فتنه ها جور دیگر  دارد*



علامه میرجهانی (ره)

جواد | 16:12 - جمعه چهاردهم مرداد 1390
+
 
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

اللهم صلِّ وسلِّم و زِد و بارِک علی صاحِبِ الدَعوة النَبَویة والصَولة الحَیدریة

والعِصمة الفاطمیة والحِلمِ الحَسَنیة والشُجاعَةِ الحُسَینیة والعِبادةِ السَجادیة

والمَآثِرِ الباقِریة والآثار الجَعفَریة والعُلومِ الکاظمیة والحُجَجِ الرَضَوِیة والجُودِ التَقَوِیة

والنِقاوَة النَقَوِیة والهَیبة العَسکریة والغَیبة الالهیة, القائِمِ بالحق الحجةِ بنِ

الحسن العسکری روحی وارواحُ العالمین لِترابِ مَقدمِهِ الفِداء

 
موضوعات مطالب
احادیث
ناله های فراق
انتظار
غیبت
اسامی و القاب حضرت
ادعيه و نمازها
تشرف به محضر آقا
زندگی نامه حضرت
اماکن منتسب به حضرت
عصر ظهور
اهل بیت (علیهم السلام)
مناجات
sms انتظار
مناسبات
دل نوشته های انتظار
آلبوم انتظار
دانلود مداحی انتظار
دانلود برنامه موبایل
 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com